گویند: روزی قرار بود شیخ ابوسعید به منبر رود، مجلس شلوغ بود، ازدحام جمعیت بود. گردانندگان مجلس گفتند: «خدا بیامرزد کسی را که بلند شود و یک قدم پیش رود» مثل مجلس الان ما که وقتی شلوغ شود می گویند: یک صلوات بفرستید و یک قدم جلو بیائید. آن موقع هم این رسم بود. بعد از سخن بانیان مجلس که گفتند خدا بیامرزد کسی را که بلند شود و یک قدم پیش رود. شیخ به منبر رفت و فرمود: تمام سخن و حرف انبیا و اولیای الهی همین بود که خدا بیامرزد کسی را که بلند شود و یک قدم پیش رود و اما سال ۸۷با همة تلخی ها و شیرینی هایی که برای تک تک ما داشت گذشت. با شادی هایش خندیدیم با غمهایش گریستیم و حال در سال ۸۸ از خداوند جوئیم توفیق، اینکه بلند شویم و یک قدم پیش رویم تا او از ما راضی گردد. و این پیش رفتن می تواند اصلاح الگوی مصرف در کشور ما باشد
و اما این روزها که آمده و رفته اند دوست و برادرم علی جریده بیدگلی ازدواج کرده و تبریک تنها هدیه ای است که می توانمشان:
باید که به بند عشق زنجیر شوید شاید که دچار خوش تقدیر شوید
ای کاش که در کمال صحت عمری با خوشبختی به پای هم پیر شوید*
و باز ادای دین :
یادش به صبر روزهای مقاومت
قهرمانان شهید نامتان جاوید و بلند باد
و همه دوستان و هموطنان عیدتان مبارک
نامه عاشقانه امام (ره) به همسر و یار دیرینش با اولیای خدا همنشین باد
* ع م روستا



