تبليغاتX
هوادار تراكتورسازي تبريز



اجتماعیات

سال نو را به همتون تبریک می گم شاید به نوعی همه شما که دستی در کار رسانه دارید یا حداقل اخبار نگاه می کنید با محمد دلاوری آشنا باشیدچندی پیش گفتگویی با او داشتم که در شماره اسفند ماهنامه مشق عشق چاپ شد  این را هم بگویم عنوان مصاحبه را از نام وبلاگ آفای دلاوری گرفتم امیدوارم لذت ببرید

اعترافات یک راپورتچی ٭

گفت و گو با محمد دلاوری خبرنگار واحد مرکزی خبر

یحیی حمدی

        گفتگو با مشق عشق                کفتگو با مشق عشق

چهره وصدایش بیشتر از نامش آشناست اصالتا˝تویسرکانی بزرگ شده تهران ونام روستای اجدایش آرتیمان ٬ فارغ التحصیل شیمی کاربردی است گزارش های جذابی را تهیه می کند کارهایش منحصر به فرد است با اینکه برای همه بخش های خبری گزارش تهیه میکند اما همه اورا با 20:30 میشناسند این را خود او هم می گویداما چیزی که از همه اینها مهمتر است تواضع فوق العاده اوست در کل آدم دوست داشتنی است محمد دلاوری در یک بعد ازظهر در واحد مرکزی خبر پذیرای ما بود همیشه سوال میکند اما این بار جواب داد. آنچه در زیر می آید گفتگوی ماست با آقای خبرنگار

مشق عشق: آقای دلاوری می خواهیم بیشتر شما را بشناسیم

دلاوری: سال 72 که من دانشجوی شیمی بودم کارم را با روزنامه کیهان آغاز کردم. به صورت پاره وقت برای صفحه فرهنگ مقاومت مطلب می نوشتم. بعد در همین روزنامه چند تا سرویس عوض کردم: گروه ادب و هنر، معارف، گزارش، حدود سال 79 به واحد مرکزی خبر آمدم. اینجا هم چند تا گروه عوض کردم تا اینکه الآن خبرنگار گروه سیاسی واحد مرکزی خبر هستم.

مشق عشق: چطور شد که به واحد مرکزی خبر آمدید؟

دلاوری: در یک مقطعی اقای دکتر جبلی مدیر واحد مرکزی خبر بودند، که قصد داشت تیمی را ایجاد کند و نسبت به روزنامه نگاران هم نظر خاصی داشت. به یک واسطه از ما خواست بیاییم اینجا، ما هم آمدیم و ماندگار شدیم.

مشق عشق: کیهان رابطه اش با صدا و سیما خوبه که خبرنگارانش می آیند صدا و سیما؟

دلاوری: دو تا از دوستان ما دوره آقای جبلی آمدند صدا و سیما همانها شدند واسطه، یعنی نمی شود گفت کیهان رابطه اش خوبه، می شود گفت از قضا که دو تا از همکاران ما آمده بودند اینجا، طبیعتاً ما را می شناختند و ما را آوردند، منتهی کیهان گذرگاه خیلی از رسانه ها بوده، خیلی ها آمدند کیهان و بعد به رسانه های دیگر رفتند.

مشق عشق: شما رشته تان شیمی است ولی کاری را انتخاب کردید که متناسب با آن نیست، علاقه مند به خبر بودید یا روزنامه نگاری که به این حیطه وارد شدید؟

دلاوری: من به خبر علاقه نداشتم، به نویسندگی علاقه داشتم، خوب روزنامه هم فضای خیلی خوبی داشت برای این کار، از قضا آقای فرهنگی را یکبار دیدم، ایشان یکی از آدم های مهمی است که در موضوع ادبیات مقاومت کار می کنند. آقای فرهنگی یکی از مطالب من را دید و معرفی کرد به روزنامه و ادامه ماجرا.

مشق عشق:آقا دلاوری در دوران دانشجویی در نشریات دانشجویی هم فعالیت روزنامه نگاری داشتید؟

دلاوری: ما نشریه دانشجویی خیلی قوی نداشتیم، یک نشریه علمی داشتیم من در این حد که مشاوره هایی به آنها می دادم ولی به طور فعال نه. چون ما تا آمدیم چشمامون رو باز کنیم در یک نشریه حرفه ای بودیم و شاید آن خلاء را نداشتیم که آنجا کار کنیم.

مشق عشق: به عنوان یک خبرنگار برای ما خبر را تعریف کنید؟

دلاوری: من راستش هیچ وقت این تعاریف را در ذهنم حفظ نکردم منتهی آنچه که از خبر می فهمم همان اطلاعاتی است که عموماً مورد نیاز آدم هاست. به شرطی که دارای تازگی هم باشد، تعریف من اینه، ولی خوب تعاریف متعددی است و این قدر هم مختلف است که معمولاً خود اساتید هم به جمع بندی نرسیده اند.

مشق عشق: و خبرنگار...

دلاوری: کسی که به دنبال آن اطلاعات است. ( با خنده)

مشق عشق: شما موفقیت خودتان را در چه چیزی می بینید؟

دلاوری: من خودم را خیلی موفق نمی دانم! منتهی اگر دیگران این احساس را داشته باشند، یکی به خاطر علاقه من به خواندن بوده یعنی بیش از آنکه دنبال حرف زدن باشم یا تولید کردن، علاقه مند بودم که مصرف کننده باشم و بخوانم، سعی کردم زیاد بخوانم، دوم اینکه فکر کردم که نایستم یکجا، یعنی اگر یک گامی را برداشتم سعی می کنم گام بعدی را هم بردارم، بعد هم دوست داشتن است دیگر، ممکن نیست شما یک چیزی را دوست داشته باشید و در آن رشد نکنید یا موفق نشوید.

مشق عشق: اگر مخاطب شما بخواهد کارهای شما را نقد بکند، چطوری می تواند نقد خود را انتقال بدهد؟

دلاوری: من یک وبلاگ(mdelavari.blogfa.com) دارم که فکر می کنم بهترین راه آن باشد، منتهی جالبه بگم من هر جا رفتم خواهش کردم که بیان و نقد را شروع بکنند، ما واقعاً نقد جدی خبر تلویزیونی نداریم، عموماً یا مخالف اند به شدت و بدون گاهی استدلال، یا موافقند به شدت و بدون آگاهی و استدلال. گاهی مقالاتی جایی چاپ می شود که بخش های خبری یا خبر در تلویزیون را نقد و بررسی می کنند، منتهی کسی که یک حلاجی دقیق کرده باشد و خودش هم دستی بر آتش داشته باشد و بتواند راه حل عملی بدهد کمتر است. شاید یکی از علت هایش این است که خبر تلویزیون محصور شده به این جام جم و طبیعی است که متخصص اش بیرون خیلی کم است، اغلب یا از دید سیاسی نگاه می کنند و سیاست ها را نقد می کنند که ما مسئولش نیستیم، کس دیگری است که سیاست گذار است، از این بابت خیلی کم است.

مشق عشق: پس نقد جدی از شما نشده

دلاوری: چرا انتقاد تند سیاسی شده ولی عملی نه

مشق عشق: در مقابل این انتقادها چطور برخورد کردید؟

دلاوری: من ذاتاً آدم صبور و آرامی هستم و علاقه مندم به انتقاد، حتی اگر انتقادش تند باشد، به نظرم هیچ اشکالی نداره همین که شما بدانید، مخاطب چه جوری فکر می کند خود ارزش است، حتی اگر نتوانی توقع اش را برآورده کنی.

                                         

مشق عشق: در رسانه ملی سانسور خبری هم وجود دارد؟

دلاوری: در تمام رسانه های دنیا سانسور وجود دارد!

مشق عشق: اگر وجود دارد نظر شما چیست؟

دلاوری: به نظرم سانسور کلمه مناسبی نباشد، می شود گفت دروازه بانی خبر، منتهی این مقوله ای است که خیلی پیچیده است و خیلی ابعاد دارد، خیلی ساده اگر به شما بگویم عناصر فرهنگی هر جامعه ای تعیین می کند که رسانه چه موضوعاتی را مطرح بکند و از چه حذر بکند و سیاست های حاکم بر آن رسانه که از آن گریزی نیست، ولی گاهی زیادی غلیظ می شود، این عیب است، گاهی آلوده می شود به سلیقه های شخصی ما، این عیب است، گاهی می گویند کلاه را بیار می رویم سر را می آوریم، این عیب است، وگرنه اینکه همه چیزها قابل پخش نیست قاعده ای است که در تمام دنیا وجود دارد.

مشق عشق: شما همچین چیزهایی داشتید که قابل پخش نباشد؟

دلاوری: بله

مشق عشق: شما تهیه بکنید و اجازه ندهند؟

دلاوری: ما بعد این همه سال می دانیم که چه چیزی قابل پخش هست یا نه و معمولاً اینجوری نیست که کسی جلوی ما را بگیرد، ولی بوده مواردی که ما در نظرمان پخش بوده ولی مدیران موافق نبودند.

مشق عشق: پیش آمده شما مشکلات مردم را در قالب یک گزارش یا خبر بیان کنید و مسئول به شما اعتراض کند و در کل بازخورد خوبی نداشته باشد؟

دلاوری: اگر نخواهید اسم مسئول را بگویم، بوده مواردی که این مسئله را مطرح کردیم، به مسئول مربوطه برخورده و ناراحت شده!

مشق عشق: بخش خبری 20:30 چگونه بوجود آمد؟

دلاوری: بخش خبری 20:30 مثل همه بخش های خبری جرقه اش به ذهن یکی دو نفر رسید و بعد روی آن بحث و بررسی کردند و قالبش در آمد و بعد هم که شروع شد، چکش کاری شد، بعضی بخش ها اضافه شد، بعضی کم شد و حالا شکل فعلی را دارد.

مشق عشق: به نظر خودتون موفق بوده؟

دلاوری: بسیار موفق بوده، از بازخوردی که از مردم می گیریم، با اینکه ما در واحد مرکزی خبر و همه بخش های خبری کار می کنیم و در بخش های مختلف دیده می شویم؛ در بیرون ما را با 20:30 می شناسند.

مشق عشق: عقبه فکری و حمایتی این بخش خبری چه کسانی هستند؟

دلاوری: ما به حمایت خاصی احتیاج نداریم. ما وظیفه مان است که اینجا کار بکنیم! حمایت به معنای چی؟

مشق عشق: شما بعضی چیزها را در 20:30 مطرح می کنید که در بخش های دیگر مطرح نمی شود؟

دلاوری: خوشبختانه بعد از اینکه اتفاق بیفتد ما دادگاه نمی رویم، یک نفر هست که هی دادگاه می رود راه به راه، خودش هم از خودش حمایت می کند.

مشق عشق: بعضی ها 20:30 را به سیاسی کاری متهم می کنند! از هر دو طیف سیاسی کشور؛ واقعاً اینطور است؟

دلاوری: شاید عده ای از ما توقع دارند مطابق سلیقه سیاسی آن ها عمل کنیم، این ممکن نیست، منتهی آنکه ما رامتهم به سیاسی کاری می کند، کی می کند؟ آیا آن شخص از سیاسی کاری مبرا است یا نه خودش اصلاً جز بازیگران عرصه سیاسی کاری است. به نظرمن نظر این شخص خیلی قابل توجه نیست چون داره شطرنجش را بازی می کنه. اما اگر 20:30 یک نقد علمی بشود و بگویند که به لحاظ سیاسی دچار این خبط و خطاست با توجه به اینکه به هر حال 20:30 در سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران کار می کند که خط مشی خودش را دارد، اگر نقد علمی شود بله ممکن است دچار این انحرافات شده باشد؛ ولی من واقعاً نمی توانم از موضع سردبیر 20:30 حرف بزنم چون من جزیی از این خانواده ام!

مشق عشق: به نظر شما موفقیت 20:30 بخاطر این نیست که به حاشیه زیاد توجه دارد و خوراک زرد برای مخاطب مهیا می کند، برعکس سایر بخش های خبری؟

دلاوری: خوراک زرد با حاشیه دو چیز است که باید از هم تفکیک کرد. 20:30 بخش خبری زردی نیست منتهی ممکن است که گاهی برای ایجاد جذابیت موضوعاتی را مطرح کند که آن اهمیت خبری اصل را نداشته باشد؛ البته نظر شخصی ام را می گویم، ولی بگوییم علت موفقیت این است، نه اینچنین نیست، نه! چون تلویزیون یک گام به جلو گذاشته، وارد فضاهایی شده که قبلاً نمی شد، بخش هایی از خبر را نشان می دهد که قبلاً دیده نمی شد؛ و همین خودش جذاب است.

مشق عشق: چیزهای جدید که مطرح می شود آیا قبل از این ممنوعیت و محدودیت بود یا اینکه نه، قبلاً در بحث کلاسیک خبر مانده بودیم؟

دلاوری: تحلیل چنین موضوعی نیاز به این دارد که یک آدمی باشد که همه این دوران ما را خوب نشسته و حلاجی کرده باشد. من همچین آدمی نیستم، منتهی تصور اولیه خودم این است که ما در مقاطعی درگیر موضوعات اصلی خبر بودیم مثل دوران جنگ، که به ذهن کسی این موضوعات خطور نمی کرد، نسلی هم که در آن دوران کار می کرد کاملاً ذهنش معطوف آن فضا بود، کسی حوصله ورود به عرصه های این چنینی را نداشت، یا لااقل فضا مساعد نبود، منتهی به تدریج به این نتیجه رسیدند که خوب، خبر علاوه بر متنش، زوایایی دارد که آنها گاهی از خود خبر جذاب تر و دیدنی تر است، آرام آرام به این سمت رفتند، نسل جدیدی هم که وارد واحد مرکزی خبر شد به خاطر ذائقه جدیدش کمک کرد که این اتفاق بیفتد.

مشق عشق: شما به عنوان یک مخاطب، انتقادی به 20:30 دارید؟

دلاوری: اجازه بدهید نگویم!

مشق عشق: درکار خبرنگاری، بین خبرنگارها رقابت هست. در صدا و سیما هم اینطوری هست؟

دلاوری: بله

مشق عشق: این رقابت گاهی ناسالم هم می شود؟

دلاوری: من احساس نکردم، چون خودم در این عرصه هستم، هم رقابت می کنم و هم مورد رقابت واقع می شوم!

مشق عشق: مثلاً از روی دست شما خبرنگاری دیگر بگیرد و مطرح کند؟

دلاوری: اتفاقاً موقعیت خبرنگاران واحد مرکزی خبر به تمایزاتشان است. یعنی اگر شما در ایران یک خبر خیلی ویژه هم بیاورید بدهید کسی شما را نمی شناسد، این ادبیات، سبک و زاویه دید شماست که موفقیت می آورد. یک مصونیتی است. حتی گاهی شده که یک موضوع را یک آقایی مطرح کرده، همان را من اگر بخواهم مطرح کنم، چون به زیبایی او نمی توانم مطرح کنم یا زاویه نگاهم مثل او نیست، بعید است که مثل آن بشود؛ این است که عملاً منتفی است.

                                                  

مشق عشق: برای شما پیش آمده که گزارش بگیرید و بعد از پخش، از گرفتن آن گزارش پشیمان بشوید؟

دلاوری: یادم نمی آید. (با مکث)

مشق عشق: راجع به گزارشی که از تپه های هشتگرد تهیه کرده بودید که عده ای احرام بسته بودند توضیح می دهید؟

دلاوری: من یک مدتی ذهنم مشغول بود به کسانی که از عقاید مذهبی مردم سوء استفاده می کنند. به تدریج که پیگیر شدم متوجه شدم که کسی هست که این سؤ استفاده را به جایی رسانده آدم ها را می برد در یکی از ویلاهای کرج، مثلاً 70 روز آنجا اعتکاف می کنند، بین این برنامه ها می رود بیرون آن ویلا ماکتی از کعبه درست می کند و این ها را می برد آنجا دور آن ماکت بگردند و حتی به آن ها می گوید که شما حاجی شدید؛ اوایل که کار را شروع کرده بود، گفته بود که این ماکت است، این یک جوری ما را می برد به حس آنجا! بعد یواش یواش به آنها گفته بود که دیگه شما حاجی شدید. که حتی اگر شما گزارش را دیده باشید، می گفتند صفا و مروه کجاست می گفت همین که شما می روید و می آیید سعی صفا و مروه است! این خیلی برایم عجیب بود. این بود که این گزارش تولید شد و مکرر در حرف هایش طوری القاء کرد که من ارتباط دارم با امام زمان و می توانم جواب سؤالات شما را از امام بگیرم! می توانم ارتباط بگیرم! سوار بشقاب پرنده بشوم! و از این جور حرف ها...

مشق عشق: شما احساس نمی کنید در جامعه ما یک خلأی وجود دارد؛ با اینکه ما جامعه دینی هستیم ولی جوان ما از یک خلأ معنویت رنج می برد، که سراغ عرفانی می رود، که در آن خدا وجود ندارد؟ چه کسانی کم کاری کردند که این اتفاق افتاده؟

دلاوری: راستش نمی خواهم خیلی دنبال مقصر رسمی بگردیم، ببینید وقتی جریانی در جامعه ایجاد می شود که آدم ها علاقخ مند می شوند به این که سیر سلوک بکنند، همان موقع انواع قلابی اش هم پیدا می شود، همان موقع آدم هایی پیدا می شوند که می گویند ما می توانیم شما را به مقصد برسانیم، یا بیایید به ما وصل شوید تا با همدیگر برویم بالا؛ این میل و عطش در جامعه وجود دارد، منتهی این دوران، دوران گذار است، یعنی خواه ناخواه در هر جامعه ای این فضا ممکن است ایجاد شود در جوامع دیگر هم هست، آدم هایی که به هر حال مدعی اند، اصل کار تقصیر آن هایی است که کتاب را دست ما ندادند، ما را عادت ندادند که کتاب بخوانیم، ما باید همیشه رجوع مان به عقل بود، رجوع مان به دانش بود، اهل این بودیم که مطالعه بکنیم، منتهی این اتفاق نیفتاده، ببینید میزان کتابخوانی در ایران در چه وضعی است، این یعنی جهالت و جهالت هم بستر خوبی است، شما ببینید تلویزیون این همه تبلیغات دینی می کند، منتهی باز همین وضعیت وجود دارد.

مشق عشق: این برنامه ها جذابیت ندارد با زبان نسل تازه بیان نمی شوند!

دلاوری: این هم یکی از عوامل می تواند باشد، به نظر من برنامه جذاب دینی کم نیست، منتهی یک چیزهایی به افراد برمی گردد، همه اش نمی توانیم یک نهاد رسمی را فرض کنیم که این باید بیاید ما را راهنمایی کند و هدایت کند، فکر کنم بیشتر آن خلأی که در تفکر و تعقل وجود دارد، جامعه ما را آزار می دهد!

مشق عشق: چون ما همه چیز را بخشنامه ای کرده ایم، این همه سازمان داریم، سازمان تبلیغات اسلامی، فرهنگ و ارتباطات اسلامی، خود صدا و سیما، وزارت ارشاد، حتی آموزش و پرورش ما، دانشگاه های ما این خوراک فکری را نمی دهند که جوان دچار دام این آدم های شیاد نشوند.

دلاوری: علاوه بر آن یک گام برویم عقب تر، در دانشگاه ها به ما یاد می دهند که چگونه جزوات مان را حفظ کنیم و چطور این محفوظاتمان را ارائه دهیم، و بعد هم یادمان می رود. به ما اندیشیدن را یاد نمی دهند، اندیشه را یاد ما می دهند! ما نیاز به اندیشیدن داریم، یکی بیاید به ما یاد بدهد که دنیا را چطوری نگاه کنیم، چطور با عالم اطراف خود ارتباط برقرار کنیم، ما نیاز به این داریم، وقتی شما این سنگ محک و معیار را دارید دیگر ناخودآگاه گول نمی خورید، به شما کمک می کند در مقطعی که گیر کردی بتوانی محک بزنی ببینی که درست است یا نه؟ این روش اندیشیدن، بینش نسبت به جهان اطراف، تحلیل را به ما یاد ندادند. تحلیلی که کردند به ما دادند، گفتند این را حفظ کنید!

مشق عشق: تا به حال اتفاق افتاده که دوست داشته باشید کسی که مورد علاقه شما بوده از دوران کودکی و شما بخواهید با او مصاحبه کنید و این اتفاق بیفتد و آن شخص چه کسی بوده است؟

دلاوری: اتفاقاً یکی از جذابیت های شغل خبرنگاری همین است، یعنی شما هر کسی را دوست داری ببینی می توانی ببینی و هر جایی که دوست داشته باشی بروی با یک ذره دیر و زود معمولاً می توانی بروی، من روز اولی که رفتم کیهان نشستم، گروه فرهنگ مقاومت کنار گروه ادب و هنر بود. من نشستم کنار یک آقایی و شروع کردم به کار کردن و گفتم آقا اسم شما چیه؟ گفت اسمم حسین فتاحی است. بعد فهمیدم این کسی است که من دوران دبستان عاشق پاورقی هایش در کیهان بچه ها بودم!

مشق عشق: آرزو دارید با چه کسی مصاحبه کنید که هنوز انجام نداده اید؟

دلاوری: فرد خاصی نیست که بگویم در حد آرزو است ولی بیش از آنکه بخواهم با فرد خاصی صحبت کنم دوست دارم جاهای مختلف بروم. منتهی دوست دارم با استاد شجریان و آقای محمد نوری مصاحبه کنم.

مشق عشق: پیگیری هم کردید؟

دلاوری: آقای شجریان را یکبار صحبت کردم منتهی نشد، شرایط مهیا نبود، کنسرت داشت و یکسری اختلافات با صدا و سیما داشت که نشد.

مشق عشق: رئیس سازمان صدا و سیما را چطور می بینید؟

دلاوری: (با خنده) جالبه، عجب سؤال هایی می پرسید! آقای ضرغامی نسبت به آقای لاریجانی انسان دست به آچارتر و پای کار تری است، خیلی مستقیم تربا رده های پایینش ارتباط می گیرد.

مشق عشق: شما خود صدا و سیما را هم نقد می کنید؟

دلاوری: در خبر کمتر دیدم ولی در شبکه ها برنامه های نقد داریم.

مشق عشق: 20:30 زیاد به صدا و سیما نمی پردازد، یعنی خود صدا و سیما حاشیه ندارد؟

دلاوری: چرا دارد. این یکی از نقص های 20:30 است.

مشق عشق: می گویند حرفه خبرنگاری بعد از معدن پرمخاطره ترین حرفه است. شما قبول دارید؟

دلاوری: هر کسی می رسد می گوید بعد از معدن ماییم! حالا خوبه این معدن را نمی گذارند کنار بگویند اولیش ماییم! واقعاً من نمی توانم قیاس کنم، نه! آنقدرها هم که معروف شده شغل وحشتناکی نیست، مگر این که خبرنگار در موقعیت خاصی قرار بگیرد. اینکه من بگم تمام زندگی ام در وضعیت خطرناکی ام، نه نیستم. منتهی اگر بروم عراق، آنجا جای خطرناکیه و من هم در وضعیت خطرناکی هستم، منتهی احتمال اینکه ما جاهای خطرناک برویم بیشتر از افراد عادی است. این است که شاید کار ما را خطرناک بکند.

مشق عشق: در خصوص خبرنگاری شما الگویی هم دارید؟

دلاوری: من روشم این است که الگوی فیکس ندارم، منتهی هرکس را که می بینم تلاش می کنم وجهی را که جذاب است و می تواند تجربه آموز باشد، دقت می کنم در آن بخش خودم را تقویت کنم.

مشق عشق: خبرنگاری که کارش را خیلی دوست دارید؟ ایرانی و خارجی

دلاوری: در همکارهای خودم گزارش های آقای نجف زاده را می پسندم، آقای مرآتی، آقای امامی زیادند در خارجی ها C.N.N. یک خبرنگار داشت به اسم عمر راغب که من کارش را خیلی دوست داشتم.

مشق عشق: به صورت زنده تا به حال گزارش کردید؟

دلاوری: بله

مشق عشق: شده تپق هم بزنید؟

دلاوری: یادم نمی آید، منتهی در شرایط بد قرار گرفتم، ولی تپق خیلی وحشتناک یادم نمی آید.

مشق عشق: بهترین و بدترین گزارشی که تا به حال تهیه کردید؟

دلاوری: گزارش خیلی تلخ، گزارش شهادت دوستانمان بود. روز که اتفاق افتاد، من شب برای ساعت 9 گزارش داشتم که خیلی غمگین بود و شاد ترین گزارش که خیلی خوشحالم کرده باشد به صورت خاص یادم نمی آید ولی بوده که دوستشان داشتم.

مشق عشق: به غیر از واحد مرکزی خبر، کدامیک از آژانس های خبری یا خبرگزاری های خارجی و داخلی را می پسندید؟

دلاوری: در سایت های خبری نه به لحاظ سیاسی، به لحاظ حرفه اش بی بی سی فارسی را می پسندم. در تلویزیون ها بی بی سی، الجزیره. بین خبرگزاری های ایرانی به لحاظ کامل بودن خبر ایسنا، یک مقطعی ایرنا در پالایش و تنظیم خوب خبر. منتهی یک خبرگزاری جذاب که من هر روز سر بزنم واقعاً آنقدر جذابیت ایجاد نکرده.

مشق عشق: نظر شما راجع به نشریات دانشجویی چیست؟

دلاوری: من معتقدم هرکس در هر شغلی که می خواهد برود، خوبه یک وقتی خبرنگار بشود حتی اگر فرصت کوتاهی باشد. هرکس که خبرنگار باشد حتماً آدم موفقی می شود. حالا اگر بعداً هم شغل دیگری را انتخاب کند. نشریه دانشجویی خیلی فضای خوبی برای این کار است. به شرطی که کسی که در آن کار می کند اینقدر تیز و زرنگ باشد که وقتش را به امور الکی تلف نکند، سعی کند گام به گام جلو برود. اگر کسی از بستر نشریه دانشجویی این استفاده را بکند خیلی خوب است.

مشق عشق: نشریات دانشجویی باید منتقد باشند یا نه؟

دلاوری: منتقد بودن یا نبودن فی نفسه ارزش نیست مهم این است که شما قرار است با مخاطبت و با جامعه اطرافت چکار بکنی، این که نشریه ای دائماً تیتر می زند که رئیس دانشگاه آدم فلان فلان شده ای است، این نگاه سیاه بی منطق را نشانه شجاعت خودش می داند. من برای این ارزشی قائل نیستم، متأسفانه در جامعه ما این ارزش است، آن نشریه ای هم که دائماً چاپلوسی می کند آن هم ارزشی نیست، مهم این است که نگاه شما به اطراف خردمندانه باشد و درست نگاه بکنید و به موقع واکنش نشان بدهید. اما البته الآن نشریات دانشجویی واقعاً محدودند و معمولاً مدیران به آن ها اجازه نفس کشیدن نمی دهند. اگر کسی بتواند از این چارچوب بیرون بیاید و بتواند مواجهه واقعی داشته باشد با دانشگاه خودش به عنوان جامعه کوچک به نظر من خیلی هم عالی است.

مشق عشق: نقدها در همان سطح دانشگاه باشد یا سطح وسیع تری داشته باشد؟

دلاوری: حوزه انتخاب را حوزه مخاطبان تعیین می کند و مدلی که شما برای نشریه انتخاب کردید. اشکال کار نشریات ما این است که معلوم نیست، از موضوع سانتریفوژهای پی1 پی2 نظر می دهند تا در مورد مثلاً دستشویی های دانشگاه، مدلی باید انتخاب کرد، ممکن است مخاطب نشریه دانشگاه خودش باشد، منتهی در فضای سیاسی، با مدل نگاه فلان، در آن صورت می تواند در مورد موضوع کلان کشور حرف بزند. منتهی من تصورم این است که نشریه دانشجویی بهتر است که جامعه دانشگاه را به عنوان بخش عمده مد نظر قرار بدهد، حالا در کنارش به موضوعات دیگر هم می خواهد بپردازد، بپردازد. منتهی نشریات A,B به طور مفصل به آن موضوعات می پردازند. دانشجو به این علت نشریه شما را می خواند که در حقیقت از جامعه کوچک خودش اطلاعات کافی و بینش کافی داشته باشد.

مشق عشق: در تحلیل های جامعه شناختی جنبش دانشجویی آن را آرمانگرا و سطحی نگر می خوانند! شما قبول دارید؟

دلاوری: من نمی گویم سطحی نگر است، می گویم گاهی بیش از حد معقول آرمان گراست. یعنی دنیای اطراف خودش را بر اساس نهایت تحلیل ذهنی اش تحلیل می کند. این از یک جهت بد نیست. بالاخره آدم را گاهی از این فضای محدود بیرون می برد. منتهی در جاهایی واقعاً غیرعملی است، یعنی بدون توجه به شرایط واقعی جامعه است.

مشق عشق: به نظر شما عامل محبوبیت 20:30 فقط نقدیست که انجام می دهد. همه اش از موضع اعتراض و نقد؟

دلاوری: می تواند یکی از آنها باشد، ولی واقعاً 20:30 منحصر به این نیست، البته به تازگی در تحلیل ارزش های خبری به این نتیجه رسیدند که منفی بودن یک ارزش خبری است و به نوعی آنچه که ذهن مخاطب دنبالش می گردد به طور طبیعی در خبر هم دیده خواهد شد، این یک قاعده است. در جوامعی که سطح رفاه تقریباً بالاست اگر خبرها را بررسی کنید، می بینید که بیشتر زندگی هنرپیشه ها و موضوعات اینچنینی را شامل می شود. ذهن جامعه رفته به آن سو، خبر هم تقریباً ممکن است دچار این بشود، که گاهی آن موضوعات را بررسی کند، این که ما مدام نگاه منتقدانه به جامعه داشته باشیم، مدام فضای اطراف را پر از اشکال ببینیم، این یک اشکالی است که وجود دارد. که ما می بینیم در خیابان مثلاً در مورد پاییز گزارش تهیه کنیم، طرف می گوید آقا بیا مشکلات ما را بگو، یعنی فکر می کنه هر کس که میکروفون دستش گرفت قرار است که مشکلات مردم را مطرح بکند و مهمترین ارزش این است که مشکلات را مطرح کنیم، این یک باوری است که در ذهن مردم هک شده و در رسانه هم تجلی پیدا کرده و یکی از اشکالات رسانه است، نه فقط صدا و سیما، عموماً در رسانه ها نگاه همه جانبه نیست. اتفاقاً یکی از تئوری هایی که ما پیگیری می کنیم و یکی از اساتیدی که به ما تدریس می کنه نگاه خاکستری است، یعنی اول موضوع و ابعاد را بشناسیم بد و خوبش را کنار هم بگذاریم که یک نگاه واقع بینانه باشد.

مشق عشق: کسی که می خواهد خبرنگار بشود چه کار باید بکند؟

دلاوری: به نظر من باید دو سه تا موضوع را تقویت بکند. یکی این که نگاهش نسبت به دنیای اطرافش متفاوت باشد، نسبت به آدم های عادی، چیزهایی را باید ببیند که دیگران نمی بینند و برای اینکه به این توانایی برسد باید زیاد بخواند و خوب نگاه کند. این مهمترین است. باقی موضوعات همه به دست می آید و شرط دوم اینکه بتواند بنویسد، قدرت داشته باشد وقتی چیزی را می بیند بنویسد، منتهی برای خبرنگار تلویزیون شدن باید چهره اش وحشتناک نباشد و صدایش هم روان باشد و خش و زنگ نداشته باشد که گوش را آزار دهد.

مشق عشق: قرآن و عترت در کجای زندگی محمد دلاوری قرار دارد؟

دلاوری: خیلی سؤال سختی است، من تقریباً از آن زمانی که مطالعه کردن را شروع کردم، یکی از موضوعاتی که مطالعه می کردم مفاهیم دینی بوده و به طور کلان، نگاه به دین، نقش دین در زندگی آدم ها، جامعه شناسی دین، طبیعتاً از این زاویه وارد قرآن هم شدم. وارد موضوع عترت هم شدم. منتهی عظمت موضوع اینقدر بزرگ است که جرأت نمی کنم بگویم کجاست. فقط همین قدر بگویم که در خانواده ای بزرگ شدم که این موضوعات جزء مسائل اصلی اش بوده.

مشق عشق: به نظر شما چگونه باید به این موضوع پرداخت که مخاطب ما بپذیرد؟

دلاوری: مخاطب شما مقاومتی در این زمینه ندارد. اول باید ببینیم: 1- کسانی که می خواهند درباره قرآن و عترت حرف بزنند خودشان موضوع را فهمیده اند؟ 2- این را آلوده کرده اند به اغراض سیاسی یا نه؟ واقعاً خالص به موضوع دین نگاه می کنند یا نه؟ 3- اجازه بدهیم افکار و اندیشه های مختلف در این فضا حرف بزنند، اجازه بدهیم موضوع روشنگرانه و فارغ از این همه موضوع مطرح بشود، آدم ها دوست دارند و می پذیرند. منتهی حرفی که اول زدیم ما کتاب نمی خوانیم، خوب آدمی که کتاب نمی خواند، خوب حوصله هم ندارد بنشیند بحث عمیقی درباره قرآن و عترت انجام بدهد. او بیشتر ترجیح می دهد که سینه بزند، ترجیح می دهد برود عزاداری اش را بکند و برود دنبال کارش. دین را در همین حد می خواهد و دنبالش است، تازه اگر آدم دینداری باشد. ما بیشتر به علاقه مندی و محبت اهل بیت علاقه مندیم تا به موضوع قرآن. این است که یک ذره فکر کردن می خواهد. محبت تا محبت و عشق است خیلی فکر کردن نمی خواهد، یک حال و صفایی هم دارد. وقتی شروع کنیم به تعقل در قرآن وعترت کار سخت می شود. یا فضایی باز نشده که ما بنشینیم مثلاً در تلویزیون سر موضوع دینی سؤالات خودمان را مطرح کنیم و جواب بگیریم، این فضاها هنوز شکل نگرفته و به همین خاطر یک مقدار فاصله داریم.

مشق عشق: به نظر شما این را از کودکی شروع کنیم که به پخش انیمیشن در مورد زندگی ائمه و پیامبران در برنامه های کودک سیما، خلاصه شده؛ اثر بخش است؟

دلاوری: بله طبیعی است، بچه در دوران کودکی دنبال قصه است. اگر بخواهیم خیلی تحلیل سختی را وارد زندگی اش بکنیم، ممکن است از قضا خیلی نپذیرد، یک موضوعی را من مدتی دنبال می کردم، فلسفه برای کودکان، در کارگاه های آموزشی ما استاد می آمد کاری می کرد که بچه شروع می کرد به فکر کردن، مثلاً می گفت ما از کجا آمده ایم، بچه می گفت ما از خونه مون آمدیم، یکی دیگه می گفت ما از یک دنیای دیگه آمدیم، آرام آرام که شروع می کردند به جواب دادن، این چرخه فکر کردن در ذهن راه می افتاد، حالا اینکه دین را باید چگونه به کودک آموزش داد بحث پیچیده و عمیقی است که باید یک عده ای کار کنند، حوزه پیچیده ای است.

                                         محمد دلاوری   یحیی حمدی

مشق عشق برای محمد دلاوری بهترین ها را آرزو می کند و از اینکه وقتش را در اختیار ما قرار داد بی نهایت قدردان است

٭وام گرفته ازنام وبلاگ محمد دلاوری

نوشته شده توسط یحیی حمدی در جمعه 9 فروردین1387 ساعت | لینک ثابت |
 
business article
A
log