اجتماعیات
گاه نوشت های یحیی حمدی ( عرفان تیکابلی )
یادداشت من در سایت فاش آنلاین: فردا روز انتخاب است و شرکت در آن اگر یک تکلیف که حق نیز هست و اما بعد... و حکایت شهر ما عجب قرابتی دارد با این تصنیف بخوانید و البته تامل نیز همراهش: وطنم ای شکوه پا برجا در دل التهاب دوران ها کشور روزهای دشوار زخمی سربلند بحران ها ایستادی به جنگ رو در رو خنجر از پشت می زند دشمن گویی از ما و در نهان بر ما وطنم پشت حیله را بشکن وطنم ای شکوه پا برجا در دل التهاب دوران ها رگت امروز تشنه عشق است دل رنجیده خون نمی خواهد دل تو تا ابد برای تپش غیر عشق و جنون نمی خواهد شرم برمن اگر حریم تو پیش چشمان من شکسته شود وای برمن اگر ببینم چشم رو به رویای عشق بسته شود از تب سرد موج های خزر تا خلیجی که فارس بوده و هست می شود با تو دل به دریا زد می شود با تو دل به دنیا بست چه روزها که تکاب گذرانده است از دل تاریخ تا به اینجا رسیده کافی است به اطراف خود نگاهی بیفکنید که در دل چه تمدنی هستید اما ... تکاب شهر فراموش شده ای که هربار که نردبانی می شود برای بالا رفتن و پلی برای عبور دیگران و بعد از عبور آن را به موزه می سپارند یا خراب می کنند و از دل این ویرانه ققنوسی باز نغمه سر می دهد: وطنم شرم برمن اگر حریم تو هر چهار سال یکبار نماینده ای انتخاب می کنیم می روند و پشت سر شان را هم نگاهی نمی کنند و دوباره بعد از چهار سال دوست می شوند و دوباره ما استقبال می کنیم از اینها که هر بار ما را تحقیر می کنند و البته حق هم دارند گفتا زکه نالیم از ماست که بر ماست. بگذارید از نظر جامعه شناختی تحلیل کنیم آنچه که بر ما رفته است و ما چگونه من شدیم هر ملتی و مردمی یک منش ملی دارند که جامعه شناسی این گونه آن را شرح می دهد: منش ملی به شخصیت بنیادین مردم یک ملت گفته می شود که اگر چنانچه منش ملی درست فهمیده شود می توان پیش بینی کرد اعضای یک جامعه معین چگونه به موقعیت ها و اوضاعی که با آن مواجه می شوند پاسخ خواهند گفت. به عنوان نمونه توجه کنید : هنگام بروز جنگ بین دو کشور یک مساله اساسی و ضروری است و آن اینکه طرفین متخاصم درک درستی از منش ملی یکدیگر داشته باشند و خصیصه ها و منش های قومی همدیگر را بشناسند. شناخت دقیق شخصیت جمعی هر ملت اطلاعات ذی قیمتی را برای پاسخگویی به حیله های جنگی تبلیغات فشارهای روانی و حتی شکست آنها فراهم می سازد. مردم تکاب غیر از تمام حسنها که دارند یک ویژگی دارند که دم انتخابات و برای مسئولیت در این شهر بی نهایت دارای اهمیت است. و آن هم غریب نوازی ماست که به شدت انسانی است اما این فضیلت زمانی به رذیلت می گراید که از غریب نوازی به آشنا گزی می رسیم و از آن بالاتر به ... یک قصه ای برای شما تعریف کنم دوره قبل یکی از کاندیداهای شهر ما برای شرکت در نماز جمعه میاندوآب راهی آن سامان می شود که با ما در یک حوزه انتخابیه قرار دارند و به محض رویت آن همشهری ما، می گویند به دلیل اینکه شما کاندیدا هستید نمی توانید در نماز شرکت کنید او را هدایت می کنند به اتاقی و بعد از اتمام نماز اجازه خروج می دهند. یا بنا به گفته دیگر کاندیدای همشهری ما حتی از اجاره یک مغازه برای ایجاد ستاد نیز خود داری می کنند و ما در شهر خودمان چه عشوه ها که برای دیگران نمی کنیم. کاندیدایی هست که همیشه و همه جا ما را تحقیر می کند طوری که در همایش تکاب در مسیر توسعه که در مجموعه تخت سلیمان برگزار شد. مسئولین درجه یک ما را با الفاظی تمسخر آمیز به باد استهزا می گیرد و هیچ کس دم بر نمی آورد چرا که این میز عجب گواراست و عجیب تر آنکه ما هر چهار سال یکبار آنها را زیارت می کنیم و هر بار قول که من این بار با شما راست خواهم بود اما افسوس که باز کج می شود این راه راست و ما هم متنبه نمی شویم به ستادهای این آقایان اگر نگاهی بیفکنید جمعی هستند متشکل از پیران خام، میان سالان جویای نام و جوانان جویای کار که به این امید به درگاه حضرتش می شتابند که پولی، پستی و یا نانی به کف آرند غافل از اینکه عزت دست خداست. ایستادی به جنگ رو دررو خنجر از پشت می زند دشمن گویی از ما و در نهان بر ما وطنم پشت حیله را بشکن و شنیده ها حکایت از آن دارد که این کاندیداهای وابسته به جریان های زر و زور و تزویر غنائم را از هم اکنون تقسیم کرده اند به یکی فرمانداری رسیده است به یکی ریاست دانشگاه و به آن دیگری تکه نانی و آن پادو به استخدام اداره ای و باز غافل از اینکه این آقایان، نماینده خواهند شد یا معاون نیروی انسانی ریاست جمهور که از سطح کلان تا خرد پست تقسیم می کنند قانون گذارخواهند شد یا مسئول اجرایی شام و نهار و اردوکشی خیابانی هم که قابل حاشا نیست و هیچ گاه این قدر شرمگین نشده بودم وقتی دیدم برادرم، دوستم، همسایه ام، سنگ دیگرانی را به سینه می زند که ما را و شهر ما را حرمت می شکند و امروز مردم ما را نجیب می خواند که البته این نجابت از نظر او حماقت است. این تازه تا زمانی است که ما به وی رای دهیم. شرم بر من اگر حریم تو پیش چشمانم شکسته شود در این مدت چه کرده اند و چه گلی به سر ما زده اند که باز ... ما در این که چه کسی را می خواهیم تفاهم نداریم اما در یک نکته متفق القولیم و آن اینکه کسانی را نمی خواهیم از آنها که به خاطر نام و نان از ایمان می گذرند بگذرید. والبته در این میان از معاملات پیدا و پنهان همشهریان ما در قبل و بعد هیچگاه نگذرید "خدایا کاری کن تا ایمان نام و نان برایم نیاورد همتی بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم" بیایید سنت شکنی کنیم ما هوای تازه می خواهیم همتی کنید و بینی متکبران را به خاک بمالید تکاب می ماند این زخمی سربلند بحران ها و ما می رویم و همه ققنوس شویم و ناله بر آریم که : شرم برمن اگر حریم تو پیش چشمان من شکسته شود وای برمن اگر ببینم چشم رو به رویای عشق بسته شود بیایید ما شویم راستی یاد شهدایمان به حماسه که نگاهشان فردا به انتخاب ماست آنچه که در پی می آید یاداشت من در سایت خبری تحلیلی فاش آنلاین و نشریه دانشجویی نسیم الف دانشگاه پیام نور است. انتخابات حالتی است از یک رقابت که در آن گروهها و افراد بر اساس قواعدی معین به رقابت می پردازند. و پدیده ای است بس شگرف که سالها ایرانیان از آن محروم بودند و استبداد مانع از آن می شد که مردم خود سرنوشت شان را تعیین کنند. کوشش های فراوانی شد که این حق را مردم بگیرند و سرانجام خون شهیدان به ثمر نشست و انقلاب عظیم اسلامی پیروز شد و این حق در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تجلی یافت. به گونه ای که در این سالهای بعد از انقلاب اسلامی بطور میانگین هر سال یک انتخابات داشته ایم و همه مسئولان کشور مستقیم یا غیر مستقیم با انتخابات بر سر کار می آیند. پس انتخابات و شرکت در آن اگر یک تکلیف است، حق نیز هست که همگان از آن برخوردارند. اخوانیات شماره اول آنچه که می نویسم به قول رضا امیر خانی نه یک مقاله پِژوهشی برای بالا بردن حقوق استادی است و نه یک یاداشت سیاسی برای گرم کردن تنور انتخاباتی، آنچه که می نویسم صرفا یک سوال و تلاشی است در پاسخ به شبهات و نه برای کسانی که اظهار فضلی باشد و نه برای معمران، که اظهار وجودی باشد بلکه سخنی از سر درد که بدانند در این ملک گر زبان ها به سخن در نمی آیند نه آنکه نمی دانند و یا تصور نشود که نمی فهمند. از سوی دیگر از شما چه پنهان ... آن چه می نویسم به قول فرنگی ها "اسی" است، نه " آرتیکل" . در این گوشه از عالم به آن می گویند نوشته ای اخوینی . از زمره اخوانیات. چیزی که میان برادران نگاشته می شود پس باید برادرانه آن را خواند و البته شنید... پس اخوانیات از شماره اول آغاز می شود و تا چند شماره ادامه پیدا خواهد کرد ... یقینا" آخری نخواهد بود. آنچه که در پی می آید یاداشت من در سایت خبری تحلیلی فاش آنلاین است اینجا اگر بحثی مطرح می شود سعی می کنم کاملا علمی و فارغ از سوگیری های رایج ژورنالیستی باشد که اینجا دوست دارم ویژگی علمی بر ژورنالیستی فائق آید. در کلاس جامعه شناسی انحرافات وقتی به کج رفتاری های اقتصادی رسیدیم و تقسیم بندی آن٬ در کج رفتاری های اقتصادی یقه سفیدان به کج رفتاری سازمانی اشاره کردم و وقتی دنبال مثال می گشتم که دانشجویان بیشتر لمس کنند آن را٬بهتر از معادن طلای تکاب نیافتم که به حقیقت بهترین مثال انحراف سازمانی است و چه خوب که آن را معدن انحرافات بنامیم. برای اینکه بحث روشن شود یک تعریفی باید صورت گیرد از کج رفتاری اقتصادی٬ آن را می توان تقسیم کرد به دو دسته بزرگ: الف. کج رفتاریهای یقه سفیدان: که شامل جرایمی است که اشخاص مورد احترام و برخوردار از جایگاه اجتماعی در حوزه مربوط به اشتغال خود انجام می دهند(ساترلند٬ 1983) و ب. کج رفتاری های اقتصادی دون پایگان: که شامل سرقت اموال مردم و جرایم سازمان یافته می شود(صدیق سروستانی٬ 1389) افهم یا شیخ افهم .... شعری از استاد علیرضا قزوه تو پشیمان می شوی و گریه خواهی کرد روزی که دیر شده ست به میر... افهم هم نخواهم گفت که دیر شده ست برایش... افهم! یا شیخ افهم... آنچه که در پی می آید یاداشت من در سایت خبری تحلیلی الف است. من کیستم و یا بالاتر ما کیستیم پرسشی بوده است که ذهن بشر را همواره به خود مشغول داشته است پاسخ به این سوال نشان دهنده هویت افراد مختلف است و هر گروه اجتماعی دارای نماد هایی است که آن گروه را از دیگران تمیز می دهد اگر بخواهم دقیق تر صحبت کنم هویت هر گروه با توجه به نماد آن مشخص می شود و اعضای گروه خود را از دیگران باز می شناسند و هر کس دارای هشت هویت است که در کل هویت اجتماعی او را شکل می دهد هویت ملی یکی از آن هویت هاست اما کارکرد این هویت چیست . افراد وقتی خود را درون هویتی تعریف می کنند به جریان زندگی معنی می دهد و افراد خود را متعلق به آن گروه اجتماعی می دانند اما اگر این هویت به درستی تعریف نشود سرمایه اجتماعی در جامعه رو به افول می رود و گروه اجتماعی موفق است که هویت و نمادهای هویتی خود را درست تعریف کند اما قصد من از بیان آنچه که آمد مربوط می شود به جام ملتهای آسیا و حضور تیم کشورمان در آن بازی ها و شعار تیم که عبارت است از شاهزادگان پارسی که اگر این روزها به روزنامه های ورزشی و گزارش بازی ها نگاهی بیندازید به تکرار شاهد آن خواهید بود . حالا به نظر شما چه چیزی هویت ملی ایرانیان را تشکیل می دهد یا به عبارت بهتر عامل وحدت و اشتراک ایرانیان در چیست؟ آیا عاملی غیر از دین مقدس اسلام است و ایرانی بودن٬ اگر این دو عامل را از این ملت بگیریم یا بر غیر از آن تاکید کنیم چه چیز می ماند اگر به یک تبار و قوم (پارسی) اشاره کنیم پس دیگر ایرانیان چه می شوند نکند روح خبیث رضاخان دوباره سربرآورده است که دوباره... و یا عبارت شاهزاده که گویی هنوز هم روح استبداد در رگ های ما رسوبش باقی است که شاهزاده گی و شهبانو گری دوباره سر بر آورده است این شعار به غایت از واقعیت امروز ایران دور است و این شعار تیم ملی ما نیست. این شعار نشان از انحراف عمیقی است که مسولین ورزش ( فوتبال) دچار آن شده اند . در زمانه خون و آتش یعنی دفاع مقدس کدام یک از شهدای ما که قهرمانان جاوید این وطن هستند از پارس دم زدند و برای آن جانشان را نثار کردند همه برای اسلام و دفاع از ایران اسلامی از جان خویش گذشتند. که روزگار درازی است که پارس و کوروش در زباله دان تاریخ به سر می برند و ایران اسلامی پا بر جاست. هر گروهی شعاری دارد اسلام : الله اکبر و به قول علما قس علی هذا ایران کشوری است با اقوام مختلف و گویش های مختلف که همه مسلمان و ایرانی اند پس چرا شاهزاده های پارسی این تیم ملی جمهوری اسلامی ایران است نه تیم شاهزاده های پارسی که اگر غیر از این باشد تیم ملی نیست پس برد و باختش برای من تفاوتی نمی کند تیم ملی باید موجب وحدت شود یا افتراق شما قضاوت کنید. خصوصا این جواد خیابانی گزارشگر بازی که با پارس پارس گفتنش شیرینی این پیروزی را از کاممان گرفت که در دنیایی که من جهان وطن با هویت امت اسلامی زندگی می کنم چه فرق می کند برادر ایرانی ام با یمنی و یا هر مسلمان دیگری لطفا اینقدر پارس پارس نکنید
راستی ۲۶ دی سالروز فرار شاه پارسی از ایران عزیز است و چند روز قبل تر یک شاهزاده پارسی در کعبه آمالشان آمریکا خودکشی کرد و کم کم به یوم الله سقوط شاهان پارسی توسط مردم مسلمان ایران و استقرار جمهوری اسلامی ایران می رسیم شاد باشید زنده باد امت اسلام و درود بر همه ایرانیان
* این مطلب در سایت الف کلیک کنید
در پی سحر لبش پناه بردم به تفسیر آمد که شرح دهد شد عاجز ز تحریر آگاه بود به رازم ناصح اگر لب باز نمی کرد عاشق را به تکفیر نیست لیلی ولی کرده عالمی مجنون خیال زلفش کشیده هزاران به زنجیر عشقش کرده بیمارم دگر نیست علاج عاجز شده اند طبیبان همه از تدبیر خم ابرویش کشید مرا به محراب تا گذاشتم سر به خاک، شد شمشیر! عهد بسته بود که بریزد خونم من که رضا بودم، او کرده بود تاخیر عرفان تیکابلی، تکاب، آدینه آخر مهر ۸۹ این غزل در خبرگزاری برنا نیز با طرح زیبایی نقل و انتشار یافته است. از اینجا ببینید مردی که همه چیز می داند از هردری سخن می گوید کافی است به سایت شخصی وی نگاهی بیندازید از محیط زیست گرفته تا بشر مصنوعی حرف برای گفتن دارد آن هم در قامت یک نظریه پرداز و البته همه آنها را با نگاه و پوشش دینی تلفیق می کند. روش او ژورنالیستی است و به خودنمایی بیشتر می ماند تا حرف حساب. گاه می شود که شما با نظریه پرداز و متفکری روبرو هستید که کتاب می نویسد می توانید اورا نقد کنید اما او که در هر مجلس و مبحثی نظر می دهد زیاد قابل نقد نیست چون با ادبیات زورنالیستی سخن می گوید و مغالطه را خوب بلد است و هربار که به او نقدی وارد شود معمولا پاسخ می دهد که شما نفهمیدید و یا منظورم این نبوده که شما می گویید. البته او خوب می داند که منظورش چیست! در ادامه به منظور او بیشتر خواهم پرداخت مردی که همه چیز می داند و به این سوال پاسخ خواهیم داد که آیا او شعوبی است؟ ابتدا مختصری از جنجالهای مرد همه چیز دان را مرور می کنیم شروع مخالفت با مشايي با ادعاي وي مبني بر دوستي مردم ايران با مردم اسراييل بود كه نه تنها تكديب نشد، بلكه به قوت خود باقي ماند و جنجال آفريد. مشايي در ۲۹ تير ۱۳۸۷ مردم اسراييل را دوست ايران خواند و خشم علما، مسئولان و مردمي را كه سالها با فريادهاي خود، اسراييل را دشمن و قاتل مردم مظلوم فلسطين ميدانستند، برانگيخت. و حتی امروز نیز این سخنان او در سایت شخصی وی وجود دارد وقبل از آن حضور در مجلس رقصی که در ترکیه برگزار شده بود.که در جواب انتقادات گفت:«مجلس رسمی بوده و لهو لعب هم نداشته. ضمن اینکه رقص نبوده و از دیدگاه بسیاری هنر است و آنها بر خلاف ما آن را حرام نمیدانند.» بعد ها فیلمی ازاو منتشر شد که در آن طي سخناني گفته بود: «دوران اسلامگرايي به پايان رسيده است. معنايش اين نيست كه اسلامگرايي وجود ندارد يا رو به نضج نيست. نه. اسلام هست، اما دورهاش به پايان رسيده. الان دوره اسبسواري تمام شده، اما اسب هست، سوارش هم هست. اشتباه برداشت نشه. دين عندالله اسلام، اما روند تحولات به اين سمت نيست كه بشر مسلمان بشود تا به حقانيت برسد... اين دوره تمام نشده. بلكه روبه پايان است.» وي در جايي ديگر درباره پلوراليزم ديني هم نظريه پردازي كرده ميگويد: همهاديان برحقاند! علاقه شدید او به رسانه ای شدن باعث شد که با سوپر استارهای سینما و خوانندگان پاپ دیدار کند و دراین میان دیدار او از نمایشگاه عکس هدیه تهرانی و کمک میلیونی او به این بازیگر فقیر باز حاشیه ساز شد هوشنگ امیر احمدی ( ضدانقلاب معروف به دلال آمریکا) را به ایران دعوت کرد و وقتی که کیهان آن را افشا کرد از کیهان شکایت کرد و ادعا کرد که اگر کیهان را محکوم نکند مسلمان نیست و البته کیهان تبرئه شد و او... در جریان انتخاب او به معاونت اولی هم که همه می دانید حکم رهبری عزیز تر از جان ما یک هفته روی زمین ماند و بعد او استعفا داد و نه برکنار... و نوع دیگری از تقدس زدایی بود که انجام داد و به گمان خیلی ها می خواست هزینه حکم حکومتی ولی فقیه را بالا ببرد. اما به این فراز از سخنان او دقت کنید: نام ایران ذکر الهی است و از بیان نام ایران احساس ثواب و عبادت می کنم (همه خبرگزاری ها 18/3/88 ) بودن کوروش در ایران اتفافی نبوده است کوروش سرمایه گذاری خداوند در ایران بوده است و خداوند ملت ایران را برگزیده است ( همان :15/7/89) و همچنین: در گفتگو با ویژه نامه همشهری : «من بخشي از اصولگراها را تشكيل مي دهم كه محورشان براي رسيدن به ولايت، احمدي نژاد است. من مصداق برجسته تبعيت از ولايت را احمدي نژاد مي دانم. من معتقدم فقط ادعاي مقصد كافي نيست، بلكه توجه به طريقت هم لازم است و احمدي نژاد هم مظهر يك طريقت برجسته از ولايتمداري در يك نظام الهي است»! اما مگر می شود از ماه هم به خورشید نزدیکتر بود مشایی در سخنرانی خود در مراسم اختتامیه جشنواره زیست فناوری اظهار داشت: «بشر در 50 سال آينده "بشري" خواهد ساخت که تمامي کارهاي بشر واقعي از جمله تناسل و توالد و عشق ورزيدن و شاعري را انجام خواهد داد, بشر مصنوعی و واقعی قابل تشخیص نخواهند بود»( ایرنا 28/1/89) «اين انحراف است كه كسي زيبايي را در فرار از انسانها جستوجو كند؛ چرا كه نبايد ورود يك گردشگر خارجي به كشور، ما را به هراس بيندازد. هنوز فكر ميكنند روسري يك ذره تكان بخورد، همه عالم به هم ميريزد، در حالي كهاين توهمه، دروغه” و “زيبايي وسيله شيطان نميشود، اين منطق خيلي وارونهاست. منجلاب وسيله شيطان است، سياهي، فقر، زشتي، پلشتي و پليدي وسيله شيطان است...؛ در زيبايي و علم بايد خدا را جستوجو كرد، در قدرت بايد خدا را جستوجو كرد، عرفان اين است» (18/2/87 پرتو سخن به نقل از خبرگزاري فارس) همچنین در پاسخ به منتقدان در جلسه جامعه وعاظ این چنین گفت: «در واكنش به اظهارات من برخيها گفتهاند كه من چرا حرف ميزنم، برخيها گفتهاند كه نبايد در اموري كه سررشته ندارم وارد شوم، هر كسي كه حرف ميزند از سر ادعاي فضل و فضيلت نيست ما از پيامبر اسلام نقل ميكنيم، از معصوم نقل ميكنيم... ما تكليف داريم تا در راستاي توسعه انديشههاي ديني تلاش كنيم و يكي از اين راهها بيان است، اين بيان ممكن است،هم اقرار باشد و هم تاكيد و يا از جهت تنوير باشد. بنده به عنوان كسي كه از بچگي پاي درس علما و روحانيون بودهام، اعتقاد دارم خداوند نور ايمان را از دوران كودكي در من قرار داده است، افزود: من از سن 13 سالگي در مساجد و به دستور روحانيون مساجد سخنراني ميكردم، در سن 14 سالگي در مدرسه كلاس درس مذهبي برگزار كرده بودم. بنده به عنوان شاگرد اين مكتب مطالبي را در خصوص دين، خدا، جامعه ديني، نظام ديني و آينده گفتهام و خواهم گفت.» «من بر مكتب ايراني اصرار دارم، زيرا اين مكتب دريافت ناب از حقيقت، توحيد و اسلام است. بايد مكتب ايراني را به دنيا معرفي كنيم . درواقع من باور دارم كه واژه ايراني ذكر است زيرا كه ذكر واژه اي مرتبط با روح مومن است مومني كه به جهان باور كرده و به دنبال ارزش هاي متعالي است». وي ادامه داد:«برخي ها از من خرده مي گيرند كه چرا نمي گويي مكتب اسلام و مي گويي مكتب ايران؟ از مكتب اسلام دريافت هاي متنوعي وجود دارد اما دريافت ما از حقيقت ايران و حقيقت اسلام، مكتب ايران است و ما بايد از اين به بعد مكتب ايران را به دنيا معرفي كنيم» اما سخن اینکه وقتی که در سخنان وی یک تحلیل محتوای ساده انجام دهید به سادگی متوجه دو نکته می شوید اول تاکید او بر ایران و ملی گرایی و تقابل آن با اسلام و تفاخر به ایران باستان به طور کلی همان فردوسی بازی و کوروش بازی که زنده یاد آل احمد برای مدعیان ناسیونالیسم دوران پهلوی مطرح می کرد این بخش سخنان او نا خوداگاه انسان را یاد سخنان پورداوود می اندازد البته با پوششی از دین . شاید به این دلیل خود را دوست مردم اسرائیل می داند چون نیای او کوروش منجی قوم یهود بوده است و او با یهودی ها احساس خویشاوندی می کند مگر نه این است که استر( زن خشایار شاه که یهودی بوده است) ملکه ایران بوده است و دوم اعتقاد او به پلورالیسم دینی و اینکه از اسلام دریافت های متنوع وجود دارد و اقدامات عمده وی عمدتا در جهت تقدس زدایی است . با این مقدمه می پردازم به بحث خودم که ریشه سخنان مشایی را در شعوبیگری باید جستجو کرد اما شعوبیگری چیست آیا مشایی شعوبی است؟ در دوران بنی امیه که فخر عرب بر عجم پیشی گرفته بود و نژاد گرایی اوج گرفته بود در واکنش به آن جنبشی عصیان گرایانه شکل گرفت که نه تنها موجب عرب ستیزی که در نهایت به اسلام ستیزی در ایران انجامید. این گونه بود که نخبگان از سویی و شاهزادگان، ملی گرایان و مخالفین دین اسلام از سوی دیگر تلاش کردند تا در تمام جبهه های دینی، هنری، ادبی، نظامی و... وارد شوند و گاه به اشکال رخنه در صف اول علما سعی در ویران سازی بنیاد های دین اسلام نمودند. آنها در ابتدا در برابر تفاخر نژادی بنی امیه براین آیه قرانی که در اسلام همه برابر اند و هیچ فضلی نیست مگر به تقوا پس دعوت شعوبیه ( اهل تسویه) برپایه دینی برادری شکل گرفت «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ» (الحجرات - 13) ترجمه: هان اى مردم ما شما را از يك مرد و يك زن آفريديم و شما را تيرههايى (اقوامی) بزرگ و تيرههايى كوچك قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد (نه اينكه به يكديگر فخر كنيد) و فخر و كرامت نزد خدا تنها به تقوى است و گرامىترين شما با تقوىترين شما است كه خدا داناى با خبر است. این جنبش نیز مثل هر جنبش دیگری پس از گذراندن دوران مقدماتی خود به تدریج ادعا هایی فراخ تر و گسترده تر پیدا کرد که به اهل تفضیل در تاریخ معروف شدند اینها معتقد شدند که نه تنها از اعراب پایین تر نیستند بلکه والاتر هم هستند و استناد آنها باز به این آیه بود اما این بار می گفتند چون شعوبا اول آمده که اشاره به شهر نشین ها که ما ایرانی ها هستیم دارد و قبایل که شما اعراب هستید پس ما نه تنها برابر نیستیم بلکه ما از شما بالاتر نیز هستیم این هم سند! اما مختصات عمومی تفکر شعوبی: شعوبیان در نظم و نثر، اصول و تفسیر و تمام زمینه های فکری شاگردان مجد و پرکار پروردند، عموما نظر های دینی اسلام را یا نپذیرفتند یا از آن به عنوان پوشش و تقیه ای استفاده کردند تا مقاصد خود را دنبال کنند برخی از شعوبیان، ملی گرا ، معتقد به بازگشت حکومت شاهان ساسانی و ایرانی بودند و برخی معتقد به ملیت گرایی فارسی و برخی به ارزش های دینی مزدکی باور داشتند. ولی همه آنها سعی وافر در استفاده و گاه سوء استفاده از اسلام در جهت اغراض خود را داشتند. به همین دلیل به جعل احادیث بی شماری در تقدیس آثار، اشخاص و اماکن ایرانی پرداختند ( ناث و گلدزهیر ، اسلام در ایران... ص 7-456 ) درباره مشایی چند سوال دیگر نیز مطرح می شود. چرا وقتی عرصه بر ضد انقلاب و فتنه گران تنگ می شود به ناگاه با یک جنجال همه توجه ها را به خود جلب می کند تا آنها نفسی تازه کنند و بعد دوباره... ماموریت او برای ایجاد این همه شبهه در اذهان چیست و آیا نظرات وی نیست که در مدیریت فرهنگی جلوه گر شده است یا او می خواهد مارا به دوران شونیسم پهلوی برگرداند و هویت اسلامی ما را خدشه دار کند آیا نمی داند در این صورت وقتی عامل وحدت ما یعنی اسلام خدشه دار شود نیروی گریز از مرکز چقدر پر زور خواهد شد اما با همه اینکه او برای خودنمایی مطرح می کند و از نظر شخصیت حقیقی سخنانش ارزشی ندارد حتی نقد شود اما چون شخصیت حقوقی دارد و به نظر می رسد در تصمیم سازی ها نقش دارد.اندیشه خطرناکی است که باید از همین امروز جلوی آنرا گرفت این اندیشه تبار و سر آغازی چون شعوبی گری و نژادگرایی و سر انجامی جز جمهوری ایرانی نخواهد داشت که فتنه گران فریاد می زنند خودشما قضاوت کنید البته ممکن است آقای اسفندیار بگوید که منظورم این نبوده است و یا شما نفهمیدید مشكل شما اين است كه زبان عرفان را بلد نيستید و اهل ذوق نيستد.وبه قول حافظ: چوبشنوي سخن اهل دل مگو كه خطاست سخن شناس نئي جان من، خطا اينجاست و اما فارغ از اینکه امام عزیز درباره ملی گرایی چه نظری داشت و این که آن را شرک می دانست و یا در وقتی که از رادیو اعلام کردند که صدای انقلاب راستین ایران بر آشفتند و به شهید مطهری گفتند که فورا بگویند در رادیو اعلام شود صدای انقلاب اسلامی و خدا به درجات شهید مطهری بیفزاید که به تمام این شبهات در کتاب خدمات متقابل اسلام وایران جواب گفته اند. باید گفت: سخن آخر: شهید مطهری به این مضمون سخنی داشت که حتی مارکسیست ها می توانند کرسی دانشگاهی داشته باشند با این شرط که حرف خودشان را از زبان اسلام و با تابلوی اسلام بیان نکنند و حال به جناب اسفندیار این چنین باید گفت. سخنانی از تبار شعوبی گری را با تابلوی اسلام بیان نکن . حداقل صادق باش البته همه اینها که گفته شد نشان از آنی دارد که مشایی وصله ناجوری است که به تن دولت آقای دکتر احمدی نژاد نمی آید دولتی که از متن ملت مسلمان برخاسته است و با آمدنش سد مستحکمی شد در برابر غرب و غرب گرایان و به قول حسین قدیانی دکتر نگذار رای ما به تو را وتو کنند و هرچه زودتر این لکه را پاک کن. اما در حیرتم که... راستی یه سوال شما اسم رئیس دفتر قبلی رئیس جمهور را می دانید؟! *این مطلب در سایت خبری تحلیلی الف کلیک کنید و اما درباره کوروش اینجا را بخوانید. که مکمل حرف های من است شهریار: کار گل زار شود گر تو به گلزار آیی نرخ یوسف شکند گر تو به بازار آیی اقبال: می رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند دیده ام از روزن دیوار زندان شما حافظ: گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند ما و چراغ چشم و ره اتنظار دوست صفایی: ای گوزم یول لارا باخ داریخما گون همیشه بولوت آتتا قالماز شب نیمه شعبان رفتم گلزار مطهر شهدای شهر خودمان دعای توسلی بود و جماعتی که غالبشان جوان بودند و چه لذتی بردم از این مجلس و عجب حسی داشتم بعد مدتها نگاهم رفت به سمت قطعه شهدای گمنام و تو گویی آنجا بودم ... جوار سربازان امام زمان ـ همانها که با پیشانی بند یا مهدی به مقتل می شتافتند ـ نجوا کردیم که تا تو نیایی لغتنامه ی ما واژه ای مثل عدالت را کم دارد ...و نوای آسمانی ـ عاشقان پنجره باز است اذان می گویند ـ و نماز جماعت مغرب و عشاء در خنکای نسیم و انگاری او هم می خواست ما را بنوازد ... روی بیرقی نوشته بودند منتظران ظهور لابد اسم هیئت بود برای دست مریزاد به این بچه ها، این غزل تنها هدیه ای است که می توانمشان اما چه حاجت... دور زلفت چه حاجت که شانه بگردد نگذار، در حریم حرمت بیگانه بگردد عیب مکن گردم اگر دورت همه وقت باید که به دور شمع پروانه بگردد ساقی دور تو گردم جام می بگردان سرمست شوم دور سرم میخانه بگردد به زلفش دل مده! گویند به من، اما بی او چه کند این دل، تا دیوانه بگردد مجنون در طلب عشق، شد آواره صحرا اهل عشق باید در عرصه مستانه بگردد وقتی که دید لیلی با خاک شده همدم باید که رود در طلبش تا جاودانه بگردد عرفان تیکابلی تکاب شعبان المعظم ۱۴۳۱ با الهام از واحد و اما چه عیدی بالاتر از نیمه شعبان برای تبریک گفتن به دوست و برادرم سید محسن موسوی عزیز که در این ماهها که آمده و رفته اند ازدواج کرده و تبریک تنها هدیه ای است که می توانمشان: باید که به بند عشق زنجیر شوید شاید که دچار خوش تقدیر شوید ای کاش که در کمال صحت عمری با خوشبختی به پای هم پیر شوید* *ع م روستا اردیبهشت سال 86 همراه با علی جریده بیدگلی گفتگویی * داشتم با حجت الاسلام میر تاج الدینی که آن موقع نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی و نایب رئیس کمسیون فرهنگی بودند و اکنون معاون پارلمانی رئیس جمهور هستند مسائل مختلفی مطرح شد از جمله طرح برخورد با بی حجابی که ایشان از آن دفاع کردند اما در کنار آن کارفرهنگی را نیز لازم دانست و همچنین در مورد طراحی مد و لباس ، مهندسی فرهنگی ، وحدت ملی و... اما آنچه که مرا به دوباره خوانی این گفتگو وادار کرد هم مباحث مربوط به طرح عفاف و حجاب که مطرح است و آن موقع هم مطرح بود سه سال از آن موقع می گذرد اما دریغ از یک کار فرهنگی و همه هم می گویند باید کارفرهنگی انجام شود و هم اینکه غالب طرح هایی که از آنها سخن رفت به جایی نرسیده است و هنوز اندر خم یک کوچه اند ... این کار فرهنگی هم حکایتی دارد اینکه کی باید در مورد حجاب کارفرهنگی انجام شود رسانه ها باید جواب دهند این همه سازمانهای عریض و طویل چه می کنند باید پاسخگو باشند یک مثال می زنم زمانی بستن کمربند و رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی به این صورت که اکنون می بینیم نبود یادتان که هست اما حالا کسی که کمربند نبندد مردم دیگر گونه به او نگاه می کنند حالا رعایت آن ارزش است و رعایت نکردن آن ضد ارزش و رسانه ها آنها را می آفرینند با این نکته توجه کنید به سینما و تلویزیون، قهرمانان سینمای ما چه کسانی هستند البته وقتی که در جامعه بد حجابی ضد ارزش نباشد و زشتی اش را در اثر وفور ازدست بدهد برخورد با مرتکبان آن نیز مقاومت ایجاد می کند و صد البته نمی شود به بهانه کار فرهنگی امر به معروف و نهی از منکر را تعطیل کرد کسانی در اینجا باید سرزنش شوند که وظیفه شان ارزش آفرینی و تبلیغ ارزشهاست، سازمانهایی که فقط ساختمانهای عظیمش چشم ها را خیره می کنند اما دریغ از انجام کارفرهنگی که فلسفه وجودی آنهاست این البته تا زمانی که برای آدمها پست تعریف می کنند و چه پستی بهتر از معاونتهای فرهنگی برای دوستان و نه برای پست ها آدم ادامه دارد ... حکایت پرغصه ای است که می گذارم و می گذرم البته بی انصافی است اگر از آقای میر تاج الدینی عزیز بابت این گفتگو تشکر نکنیم رفتار ایشان ستودنی است به نظر می رسد اگر امروز هم این گفتگو با هر مسئول فرهنگی انجام شود باز باید همین سوالها را پرسید این طرح ها به کجا رسید؟ مجلس شورای اسلامی لطفا جواب دهید دولت محترم لطفا جواب دهید شورای محترم عالی انقلاب فرهنگی لطفا جواب دهید رسانه های ما و صد البته سازمانهای عریض و طویل فرهنگی ما که فقط از کار فرهنگی پارچه نوشتن و تبریک وتسلیت گفتن را بلدند باید جواب دهند شما نیز بخوانید ببیند تازگی ندارد با اینکه سه سال گذشته است آقای میر تاج الدینی نظرشما در باره طرح امنیت اجتماعی نیروی انتظامی چیست؟ -حرکت نیروی انتظامی بیشتر ارشادی است .دروهله اول عموما" افرا د قبول می کنند وهمین برخورد مناسب باعث می شود تا آنها هم رعایت کنند.اما کسانی که تذکر را نمی پذیرند وهمچنان اصرار بر حرکت ناهنجار خودشان دارند ودرصد ضریه زدن به امنیت اجتماعی جامعه وعفت عمومی جامعه هستند.نیروی انتظامی از این تعهد می گیردوازاین موارد به صورت نادروخیلی کم به طور قضایی برخورد می شود .البته توصیه ما همواره به نیروی اتظامی این است که برخوردها سنجیده وحساب شده باشد ومقطعی هم نبایدباشد. -شما فکر نمی کنید در کنار اینها ما باید رسانه های خودمان .مثل تلویزیون راکه بعضا" مروج بدحجابی اند اصلاح کنیم؟ -عوامل گوناگونی باعث شده که این مشکل ایجاد شده واین موضوع محدود وموقتی نیست. برای برخورد با نا هنجاری ها باید عواملش خوب شناسایی شود وبعد راه حل های مختلف هم شناسایی واجرا کنیم چون این پدیده تک عاملی نیست .راهکارهای مقابله باآنها هم یکی نخواهد بود. مانمی توانیم فقط با افراد برخورد کنیم واگر با عوامل فقط برخورد کنیم ومعلول را رها کنیم منجرمی شود به اینکه روز به روز بدتر می شود ودیگر کسی نمی تواند جلویش را بگیرد .دیگر اینکه این قضایا به صورت مقطعی هم نباشد بلکه یک حرکت مستمر وجامع باشد .حرکت جامع اولش فرهنگی است در کنارش برخوردهای طرح امنیتی وقضایی همه اینها درکنار هم قراردارند وهر کدام ازاینها را کنار بگذاریم یک بخش ازطرح ناقص خواهد شد ونتیجه نخواهیم گرفت. رسانه ها هم دراین قضیه دخیل هستند دراین رابطه طرحی هم که قبلا" رویش کار شده .درمراکز فرهنگی این نگاه جامع را دارند یعنی وظایف هرکدام ازارگانها مثل نیروی انتظامی. آموزش پرورش و...تعیین شده است ویک سری وظایف عمل شود طرح کامل خواهد شد منتهی برخورد انتظامی نمود خارجی دارد وچیزهای دیگر فراموش می شود وهمان طور که شما اشاره کردید نیروی انتظامی برخوردش یک شکل این پازل را تکمیل می کند و بقیه موارد نباید فراموش شود. -کمیسیون فرهنگی مجلس طرحی دارد تحت عنوان لباس ملی آن طرح به کجا رسیده است؟ -طرح ما .لباس ملی نبود .طرح ساماندهی مدولباس بود که بالباس ملی فرق می کند. لباس ملی هنوز به جایی نرسیده و به صحبت های مقام معظم رهبری بود که باید در کشور پوشش ملی را جا بیندازیم .این طرح کمیته ای را پیش بینی کرده که در وزارت ارشاد شکل می گیرد .وزارتخانه ها ودستگاهای فرهنگی آنجا عضو هستند وتولید کنندگان .عرضه کنندگان ودست اندرکاران پوشاک مورد نظارت قرار می گیرند وکسانی که ملاکهای کلان فرهنگ جامعه را رعایت کنند مورد تشویق قرار می گیرند .نمایشگاه عرضه پوشاک ولباس با انواع مدهای مناسب در جامعه ایجاد می کنند .مابه دنبا ل این هستیم که لباس به عنوان نماد وفرهنگ جامعه نباید رها باشد وفراموش شود از سوی دیگر تنوع در امر لباس وپوشاک که با فطرت انسان هم سازگاراست .دراین طرح مد رارعایت چارچوب های مناسب به رسمیت شناخته ایم . -عامل وحدت ملی درایران به نظر شما چیست؟ -عامل وحدت درکشور ما خیلی است اول از همه دین اسلام. انقلاب اسلامی . ارزش های انقلاب.رهبری نظام .محور وحدت هستندوهمهء گروه های سیاسی اگر مصالح کشور وارزش های انقلاب واسلام را مد نظرقرار دهند وحدت ایجاد می شود. -ما ایرانی ها تاریخ یکسانی داریم آیا با تکیه برتاریخ مشترک می توانیم باعث ایجاد وحدت دربین خودمان باشیم ؟ -مایک تمدن ایرانی اسلامی داریم.ایرانیان یک تمدن تاریخی دارند وهمین روحیه تمدن سازی بود که اسلام را پذیرفتند واززمانی که اسلام وارد ایران شد دروازه های ایران به سوی پیشرفت وترقی و پذیرفتن علوم گوناگون باز شد .مادر7و8قرن اول شاهد پیشرفت عظیم درعلم ودانش در کشورمان بودیم در واقع استعداد وظرفیت ایرانی ها را نشان می دهد که یک مکتب ودین آسمانی را داوطلبانه پذیرفتند وهمین را به بسیاری از کشورهای دیگر منتقل کردند.ایرانیان بعد از مدت کوتاهی خودشان پیشوای بسیاری کشورهای دیگر شدند.رهبران دینی ومرجعیت دینی در مصر.عراق وبسیاری ازکشورهای عربی دیگرازایرانیان بودند ایرانیان با آن پیشینه تاریخی که تمدن اسلامی را بنا نهادند ودر بنای تمدن عظیم جهانی هم نقش خودشان را ایفا کردند.باید وحدت را در کشور خودشان که پشتوانه تاریخی هم دارد حفظ کنند. -البته برخی با تکیه بر گذشته می خواهند ارزش های اسلامی را پایین تر ازآن جلوه دهند یا این که تمدن تاریخی را مهم جلوه دهند ولی شما دوباره تاکید بر تمدن ایرانی اسلامی دارید وعامل اسلام را بیشتر باعث وحدت می دانید تا تکیه بر تاریخ .قبول دارید؟ -ببنید ما ایرانی ها یک ظرفیت های تاریخی داریم که همین ظرفیت ها با عث شد اسلام وارد ایران شود .پس وقتی اسلام وارد شد چون ایرانیان یک ظرفیت تمدن سازی داشتند واز طرفی دیگریک منبع عظیم علمی ودینی را درکنار خود یافتند که اسلام باشد ظر فیت های ذاتی خودشان ویک محتوای قوی وجهانی را به نام دین اسلام پذیرفتند وتوانستند تمدن اسلام را در گذشته ایران بنا نهند. ما نمی توانیم دو تا را ازهم تفکیک کنیم .فکرمی کنم شهید مطهری درکتاب خدمات متقابل اسلام وایران آن را بحث کرده است . درآن زمان که شاهد قرون وسطی در اروپا هستیم وقبل از رنسانس اروپا اگر اسلام وارد ایران نمی شد چه تضمینی دارند افرادی که این مسئله را بیان می کنند ایران مصون از قرون وسطی می شد . مسیحیت که در مشرق زمین گسترش پیدامی کرد قطعا" اگر اسلام وارد نمی شد همان مسیحیت وارد ایران می شد .مسیحیت تحریف شده ای که دقیقا با ورود اسلام به ایران دوران شکوفایی علم ودانش ویک تمدن اسلام را شاهد شده ایم که ایرانیان همدوش سایرملل اسلامی بلکه پیشایش همه مشعل دار این تمدن بزرگ بودند.تمدن شکوهمندی به نام تمدن اسلامی شد. -آقای میر تاج الدینی بااین تفاسیر.باید از تمدن تاریخی هم حفاظت کنیم شما برخورد غربی ها در پرداختن به تمدن مابه شکل منفی مثل ساختن فیلم 300را چگونه ارزیابی می کنید؟ -ما هم تمدن تاریخی ایران را باید حفظ کنیم بالاخره کشوری است بزرگ ونمی تواند از گذشته وپیشینه خودش بریده باشد .فیلم 300را غربی ها ساختند وبه تمدن قبل ازاسلام ایران در واقع خواستند ضربه بزنند چون ایرانیان تمدن گسترده ای دارن که بخشی از آن قبل از اسلام است وبخشی از آن بعداز اسلام است وما آنها را پیوسته در کنا رهم می بینیم .وقتی اسلام وارد این کشور شد این تمدن دگرگون شد وایرانیان توانستند یک تمدن بزرگی را که همان تمدن اسلامی باشد بنا کنند. درفیلم 300آنها آمدند زشتی های خودشان را به نام ایرانیان ثبت کنند دراین صورت ما متقابل آنها می ایستیم این طورنیست که ما گذشته وتمدن ایرانی را فراموش کنیم وبگوییم هیچ تمدنی نبوده می گوییم تمدنی بوده. این تمدن با آمدن اسلام شکو فا شده وتمدن جدیدی شکل گرفته که تمدن اسلامی است برمبنای توحید استوار شده . شاخص ها و موءعلفه های اخلاقی در آن ارزش های اسلامی است .علم ودانش درآن شکل گرفته واین چنین وضعیت جدیدی راشاهد شدهایم. -آنها با برخورد فرهنگی به مقابله با مابرخاسته اند آیا ما نمی خواهیم جواب فرهنگی بدهیم در مقابل این برخورد؟ -ماباید بنشینیم خودمان راخوب شناسایی کنیم وبشناسانیم واگر آنها از ابزار هنراستفاده می کنند ماهم باید ازراههای هنری به مقابله با آنها بپردازیم این فیلم عاملی شد که جهان به هویت ایرانی .فرهنگ ایرانی یک نگاه جدیدی بکند.{عدو شود سبب خیر اگرخداخواهد}چند سال قبل کاریکاتوریست های دانمارکی که به ساحت مقدس نبی اکرم توهین کردند یک موقعی همه جهانیان را متوجه پیامبر اسلام ساختند.دراین سالها قرآن بیشترین فروش درکتاب فروشی ها آمریکا وکشورهای اروپایی داشته من معتقدم همین فیلم باعث خواهد شد خیلی از وجدانهای آزاد وبیدار دنیا به ایران وملت بزرگ ایران که بزرگترین انقلاب را هم درعصرخودش آفریده است والهام بخش درجهان شده است توجه خواهند کرد وباید ازاین فرصت استفاده کنیم وتمدن اسلامی ایرانی رابه جهان معرفی کنیم وما درکمیسیون فرهنگی اعلام کردیم از کارهای هنری که می خواهند تمدن ایرانی را به جهان معرفی کنندمثل ساخت فیلم و... حمایت می کنیم. -آقای میرتاج الدینی کنفرانس وحدت اسلامی چندی پیش درتهران برگزار شد واسلام دینی جهان شمول وبالاتر از عامل دیگر که اتحاد ملی است.برای تدوین منشوروحدت اسلامی چه کارباید کرد؟ -یکی از بحث های کلیدی واساسی که رهبر معظم انقلاب دردیداربا مسئولان در17ربیع الاول داشتند منشور وحدت اسلامی بود این هم ناشی از نگاه کلان وجامع وتیزیین به وضعیت جهان اسلام وآینده آن است که ایشان به آن اشاره کردند .آمریکا برای خاورمیانه جدید نقشه ای را طراحی کرده است که برپایه اختلافات مذهبی وقومی استواراست مقابله بااین.همان منشوروحدت اسلامی باید براساس عوامل ایجاب وحدت اسلامی اعم ازآنچه که موجب وحدت می شود وعوامل سلب آن یعنی آنچه که موجب تشت واختلاف درجهان اسلام می شود تدوین می شود. -درمورد فیلم هایی که وجدان عمومی جامعه راجریحه دارمی کند فکر نمی کنید باید یک برخورد خیلی قاطع صورت بگیرد. چون اگر امنیت اخلاقی جامعه خدشه دارشود درست کردنش خیلی سخت است؟یعنی حوزه خصوصی افراد دراین رابطه قانونی درکمیسیون فرهنگی وکمیسیون قضایی مجلس نهایی شده با طرح یک فوریتی به صحن علنی می رود وآن عبارت است ازاینکه:قانون دو گروه را جزء مفسدین فی الارض تعریف کرده 1-تولید کنندگان آثارمستهجن به قصد تجاوز به عنف ودومی کسی که ازآثارمستهجن به قصد سوء استفاده جنسی ازافرادمنتشرمی کند وچنین افرادی را ازمصادق افساد فی الارض معرفی کرده ومجازات آنها هم اعدام می باشد. -یک خبرخوش هم به خوانندگان مشق عشق بدهید که باعث دلگرمی آنها شود. -طرحی درکمیسیون فرهنگی کار شده است که آن ساماندهی نهادهای فرهنگی وتبلیغی درکشوراست وجلوگیری ازکارهای موازی وایجاد یک مرکزیت واحد برای همه کارهای فرهنگی که اگر شکل بگیرد موجب ارتقاء فعالیت های فرهنگی در کشورخواهدشد البته زمان طولانی نیاز است .برای تدوین ونهایی شدن وهم برای اجرا که می تواند یکی از کارهای بزرگ مجلس باشد. -طرح مهندسی فرهنگی به کجا رسیده است؟ -درشورای عالی انقلاب فرهنگی باید رویش کارشود وبه عنوان طرح کلان کشوراست که برعهده این نهاداست. -قرآن وعترت درکجای زندگی سید محمدرضا میرتاج الدینی قرار دارد ودرکل جامعه ما؟ -زندگی ماکه ارزشی نداردواگرارزشی داشته باشد درسایه قرآن وعترت است وهمان اندازه ازعمرمان راکه رابطه باقرآن وعترت صرف کنیم یاقدمی برداریم جزء زندگی محسوب می شود که ان شاءالله مورد قبول خداوند باشد وزندگی مان ضایع نشود ومشمول {ان الانسان لفی خسر}نباشیم .اگردررابطه باقرآن زندگی کنیم مشمول خسران نخواهیم شد :ایمان وعمل صالح درسایه قرآن وتعالیم وآموزه های اهل بیت است وشما هم که در کانون قرآن وعترت دانشگاه شاهد فعالیت می کنید وقتی که صرف می کنید مشمول عنایات خداوند است.انشاالله موفق باشید.
* این گفتگو در شماره ۵ ماهنامه مشق عشق (اردیبهشت ۸۶) چاپ شد مابعد التحریر : برای تایپ این گفتگو که فقط نسخه صوتی و چاپی آن را داشتم بی نهایت قدر دان حاتم عزیز هستم
پیش چشمان من شکسته شود
وطن روزهای دشوار زخمی سربلند بحران ها
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
مابعد و التحریر: در بازی دوم که خوشبختانه با پیروزی ما همراه بود جواد خیابانی اسمی از پارس نیاورد و فقط ایران بود و این درست است تیم ملی جمهوری اسلامی ایران نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم
همچنين مشايي در پنجمين همايش ملي، فرهنگي و گردشگري خليج هميشه فارس در جزيره كيش، خليج فارس را داراي قدمت 30 ميليون ساله دانست و يك بار ديگر ثابت كرد سخنانش تا چه اندازه ميتواند حيرتانگيز جلوه كند. وي در اين مراسم گفت: فارسي بودن خليج فارس به قدري روشن است كه نياز به تحقيق انديشمندان ندارد، زيرا در اسناد علمي و تاريخي حوزه جغرافيا سابقه خليج فارس بر همگان روشن و قطعي است. نام خليج فارس و درياي پارسي از 30ميليون سال پيش به موازات شكلگيري تمدنهاي انساني در منطقه موجوديت يافته است.
و نیز مشايي با سخناني چون «جلوگيري از برپايي شادي، اهانت به اسلام و استفاده از رنگ سياه مكروه است»،و گاه نظریه پردازی در عرصه اقوام ایرانی را نیز تجربه کرد و گفت «آذربايجان غربي، ايلام و كرمانشاه متعلق به كردستان است و اين قوم از برترين قومهاي ايراني است»، و گاه حلاج شد و گفت «ملائكه مرتب در عرصه كشور در حال پرواز هستند» و «ما مردم آمريكا را از برترين ملتهاي دنيا ميدانيم»
مشايي علاوه بر سخنانش با برخي اقدامات خود نيز حاشيه ساز شد. حمل قرآن با حركات ريتميك هم از جمله اقداماتي بود كه با موضعگيري تند مراجعي چون آيت الله صافي گلپايگاني و آيت الله مكارم شيرازي مواجه شد. روز ۱۸ آبان ۱۳۸۷ در افتتاحيه همايشي با حضور مشايي تعدادي زن با لباسهاي محلي با دف و حركات ريتميك روي سن آمدند و قرآن را به قاري تحويل دادند. در نتيجه اين ماجرا معاون مشايي به ناچار استعفا كرد و در نامه اش نوشت: «اين كار صرفا براي تكريم قرآن كريم بوده است و آنها به هنگام اين مراسم حتما وضو ميسازند.«
آييننامه الحاق سازمان حج و زيارت با سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و اقدام فوري مشايي براي بركناري رييس سازمان هم از ديگر اتفاقاتي بود كه موجب اعتراض نمايندگان مجلس و مراجع تقليد شد و البته دولت تا زمان مخالفت مقام معظم رهبري حاضر به لغو مصوبه خود نشد. اقدامی که حج را در حیطه یک سفر معمولی تنزل می داد و این همان تقدس زدایی بود که او دوست دارد انجام دهد.![]()

چاپ گفت وگوي مشايي با خبرنگار تركیه ای در روزنامه صباح از ديگر حاشيه آفرينيهاي مشايي بود. اين روزنامه از قول مشايي نوشت: «در ايران استفاده از حجاب بدون اجبار است و هيچ فشاري از طرف حكومت در استفاده از حجاب اعمال نميشود، اين يك انتخاب كاملا شخصي است، اگر شما در ايران از روسري و حجاب استفاده نكنيد، هيچ مقام دولتي به شما تذكري نخواهد داد، البته شايد به شما بگويند كه اين كار برخلاف عرف و عادات ملي ماست و اگر استفاده كنيد بهتر است، ولي باز تأكيد ميكنم كه هيچ اجباري در كار نيست... در ايران به خاطر دستورات ديني استفاده از مشروبات الكلي ممنوع است به همين علت ايرانيها ميتوانند در خارج از ايران از اين نوشيدنيها استفاده كنند. اين يك ترجيح شخصي است، الگوي ما در صنعت توريسم كشور تركيه است.» و مشایی آن را مثل قبل تکذیب کرد و باز فلسفه بافت.
شما این مکتب را به خاطر بسپارید که با آن کار دارم و اما جدیدترین افاضات وی :


» انتخابات مدلی جهانی، سبکی بومی
» اخوانیات اول: تکاب چند بخش است!
» معدن انحرافات!
» افهم یا شیخ افهم
» این شعار، ملی نیست!
» خیال زلفش کشیده هزاران به زنجیر
» تبار شناسی سخنان اسفندیار رحیم مشایی؛ آیا او شعوبی است؟
» دور زلفت چه حاجت که شانه بگردد!
» فرهنگ در گفتگو با معاون پارلمانی رئیس جمهور
| Design By : Pichak |


